خرید بک لینک
دی روز و امروز، دو کلاس ساز "سروش"/ پسرم به شیوه برخط/ Online تشکیل شد. دی روز، نخستین کلاس آموزش ویولن "سروش" و امروز، نخستین کلاس آموزش «تمبک و دف» "سروش"، هر دو به شیوه برخط تشکیل شد. اوایل اسفند سال گذشته و با شروع همه گیری ویروس کرونا در کشور، کلاس های سازآموزی "سروش" متوقف شد و دوره آموزشی او به حالت تعلیق درآمد. تا این که، طی هفته جاری و سرانجام، پس از حدود یک و نیم ماه وقفه در کار آموزشی آموزشگاه «مدرسه هنروادبیات کودکان و نوجوانان (صداوسیما)»، جریان آموزشی این مجموعه از سر گرفته شد: ـ نخستین کلاس مجازی ویولن "سروش"، به شیوه برخط و با استفاده از سرویس ارتباط تصویری شبکه اجتماعی «اینستاگرام»/ Instageram تشکیل شد. سروش" این جا در خانه و "آوا آزمون"/ معلم دوره، آن جا در خانه خود و کلاس به شیوه ارتباط از راه دور روی خط ارتباطی بین این دو مکان. ـ نخستین کلاس مجازی تمبک و دف "سروش"، به شیوه برخط و با استفاده از سرویس تماس ویدیویی نرم افزار کاربردی «اسکایپ»/ SKype تشکیل شد. "سروش" این جا در خانه و "عباس معارف وند"/ معلم دوره، آن جا در خانه خود و کلاس به شیوه ارتباط از راه دور روی خط ارتباطی بین این دو مکان. بله، می توان از تهدیدها، فرصت ساخت. در ارتباط با دوره آموزشی «ویولن (سروش)» به یادداشت های وبلاگ من تحت عناوین «دوره آموزشی ویولن ـ 1»، «دوره آموزشی ویولن ـ 2»، «دوره آموزشی ویولن ـ 3»، «دوره آموزشی ویولن ـ 4»، «دوره آموزشی ویولن ـ 5»، «دوره آموزشی ویولن ـ 6»، «دوره آموزشی ویولن ـ 7»، «دوره آموزشی ویولن ـ 8»، «دوره آموزشی ویولن ـ 9» و «دوره آموزشی ویولن ـ 10» نگاه کنید. در ارتباط با دوره آموزشی «تمبک و دف (سروش)» به یادداشت های وبلاگ من تحت عناوین «کنسرت هنرجویان تمبک و دف مدرسه ی هنر و ادبیات»، «کنسرت آموزشی کوبه ای: طرحی از عباس معارف وند»، «کنسرت هنرجویی موسیقی ایرانی: طرحی از عباس معارف وند»، «کنسرت هنرجویی مشاهیر موسیقی ایرانی»، «کنسرت هنرجویی مشاهیر موسیقی ایرانی ـ 2» و «کنسرت هنرجویی مشاهیر موسیقی ایرانی ـ 3»نگاه کنید.

برچسب: نویسنده: نیکان نیکنام تاريخ: شنبه 16 اسفند 1399 ساعت: 10:19

شب عید، وقت خانه تکانی قلب است (1) و نوروز، فراخوان نوشدن روزها ست (1) نوروز فرخنده نودونه تان خجسته باد بیایید به جای سال، همدیگر را تحوبل بگیریم (1) و دقت کنیم که نخندیدن پسته ها، جواب دندان شکنی به ما بود (1) بدین مناسبت و در ادامه، دو عیدی تقدیم می شود: 1ـ تصنیف «بوی یاران» ساخته "حسین یوسف زمانی" با صدای "محمدرضا شجریان"2ـ تصنیف «بوی عیدی» ساخته "اسفندیار منفردزاده" با صدای "فرهاد مهراد" توضیح ـ من هر ساله، نوروز را خجسته باد می گویم و پیام های تبریک آشناهایم را به یادگار، منتشر می کنم که برای دیدن آن ها می توانید به مجموعه «پیام های تبریک نوروزی (وبلاگ من)» نگاه کنید (1) از کاریکلماتورهای نوروزی "صابر مصطفانژادزاده اصل" (به نقل: ویژه نامه نوروزی روزنامه خراسان، فروردین 1394)

برچسب: نویسنده: نیکان نیکنام تاريخ: شنبه 16 اسفند 1399 ساعت: 10:19

به تازگی کتاب «راز پروانه و انگشتر» به دستم رسید (1) کتاب «راز پروانه و انگشتر» نوشته "احمد رضایی" و "زهرا رجبی" است و در سال 1399 به زیور طبع، آراسته و منتشر شده است «راز پروانه و انگشتر» روزنوشت های آزاد مؤلف از تلاش سه ساله او و دستیارش برای معرفی «ابوالفضل ابوالفضلی»/ شهید دفاع مقدس و ارایه گزارشی از عملیات خیبر در دوران دفاع مقدس است. «کتاب»، در قالب کلی، گزارش کار شخصی (به روایت اول شخص) و در ماهیت، تاریخ نگاری شفاهی (بر پایه مصاحبه های باز عمیق) است. مؤلف «راز پروانه و انگشتر» در برقراری ارتباط صمیمی و جلب اعتماد و نفوذ به انبان خاطرات شخصی سال های دور و دراز بازیگران روایتش به خوب مهارتی دست یافته و توانسته است گوشه گوشه و جزویات روشنی از حوادث و وقایع سال ها و سوژه های مدنظر خود را از اعماق ذهن ایشان بیرون بکشد و در معرض بگذارد. تصویرسازی از بافت شهری دهه پنجاه شمسی شهر کاشان، مصداق این مدعا و تصویرسازی از منطقه عملیاتی خیبر از نمونه های خوب دیگر آن است. زبان روایت در «راز پروانه و انگشتر»، ساده و بی تکلف است و از لفاظی های پرطمطراق و فنون ادبی پیچیده دوری می کند. «کتاب»، روایتی از سفر معنوی مؤلف و دستیار او در پی راز ماندگاری شهید (ص101) است. مؤلف «راز پروانه و انگشتر» برای خاطرات آدم ها ارزش زیادی قایل است و آن چنان که ابراز می نماید؛ خاطرات آدم ها خیلی ماندگارتر از خانه هایشان است. (ص132) مؤلف «راز پروانه و انگشتر» از ابراز دریافته ها و نقطه نظرات ارزشی خود ابایی ندارد و هر جا فرصتی بیابد؛ به ابراز آن می پردازد. برای نمونه او در جایی، شهید را آبروی محله می نامد (ص20) و در جایی ابراز می نماید که در زندگی هر شهید، راز و رمزی نهفته است و باید برای هر شهید، کتابی جداگانه نوشت (ص20) و جایی می نویسد که شهید عزادار نمی خواهد و رهرو واقعی می خواهد (ص186) و در جای دیگری، فقرا را به خدا نزدیک تر توصیف می کند (ص153). مؤلف «راز پروانه و انگشتر» در جریان روایتش، از فقر، تصویر برجسته و درشتی ارایه می نماید و با توصیف همراه با جزویات لازم، طعم تلخ آن را به خواننده می چشاند. «کتاب»، شرح سفر معنوی مؤلف و دستیارش به دنیای شهید و شهادت و گذری به احوال شهیدان دفاع مقدس و اوضاع روحی و روانی مادران آنان است. «کتاب»، تاریخ نگاری شفاهی عملیات خیبر از مسیر شاهدان و حاضران آن است و روایتی تلخ و تکان دهنده از این عملیات به دست می دهد و این تلخی را خیلی عمیق و سوزنده بر استخوان او می نشاند. مؤلف «راز پروانه و انگشتر» و دستیارش خواننده را در سفری از کاشان سال 1344 ه.ش. به منطقه عملیاتی خیبر سال 1362 ه.ش. در خوزستان می برند و در این مسیر، ابتدا او را در کاشان با یکی از چند صد شهید عملیات خیبر آشنا می کنند و سپس، خواننده را با شناخت وسیعی که از شهید شاهد این حادثه دریافت کرده؛ با صحنه های مهیب عملیات خیبر مواجه می نمایند و بدین روش، به او عمق فاجعه را می نمایانند. "احمد ر

برچسب: نویسنده: نیکان نیکنام تاريخ: شنبه 16 اسفند 1399 ساعت: 10:19

امروز، شنبه (1399/10/27)، پنجاهمین زادروز من است. پنجاه سال پیش در چنین روزی از سال چهل و نه زاده شدم توجه ـ این پست در دست تکمیل است

برچسب: نویسنده: نیکان نیکنام تاريخ: شنبه 16 اسفند 1399 ساعت: 10:19

پریروز، یکشنبه (بیست و هشتم دی نودونه) که در «کاشان» بودم؛ پدرجان برای نخستین بار از من، عذرخواهی کردندکه اگر حرفی زده اند و رفتاری داشته اند که من را آزار داده است؛ ببخشمو حتی از رفتارهای احتمالا، نامناسب دیگران هم عذرخواهی کردنداز ته قلب هم عذرخواهی کردند و ادا نبوداز حواشی این اقدام پدرجان که بگذریم؛ نفس این کار ایشان است که جالب توجه و شایسته تقدیر استاز عذرخواهی ایشان؛ شرمنده شدماین من هستم که باید عذرخوهی کنم به خاطر تمام کم گذاشتن ها، قصورها، تقصیرها و کوتاهی هاعذرخواهی آدم را بزرگ می کند

برچسب: نویسنده: نیکان نیکنام تاريخ: شنبه 16 اسفند 1399 ساعت: 10:19

پارسال، چنین روزی در دوره آمادگی آزمون دکتری شهرسازی بودم و این روزها به «خانه شهرسازان ایران» می رفتم و در دوره آمادگی پاییز این مؤسسه، سرگرم کسب آمادگی برای شرکت در آزمون دکتری سال نودونه بودم هر سه روز پیش از بیست و دوم، بیست و دوم و بیست و سوم بهمن، روزی دوازده ساعت به شیوه حضوری به «خانه (شهرسازان ایران)» می رفتم و به همراه چند داوطلب آزمون دیگر در دوره ای که از آبان ماه همان سال، شروع شده بود و واپسین روزهایش را سپری می کرد؛ شرکت می کردم از صبح زود که در محل دفتر مرکزی خانه حاضر می شدم تا ساعت بیست و یک که به خانه می رسیدم تجربه خوب و شیرینی بود برای من که سال های زیادی، دیگر سر کلاس ننشسته بودم و پس از سال ها دوری از دانشگاه، دوباره روزانه، ده، دوازده ساعت، کلاس درس را تجربه می کردم یادش به خیر

برچسب: نویسنده: نیکان نیکنام تاريخ: شنبه 16 اسفند 1399 ساعت: 10:19

صفحه بندی